السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

578

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

قاريان مكه و كوفه نيز ، جزء بودن بسم اللّه را قطعى و مسلّم دانسته‌اند . « 1 » اين نظريه از عبد اللّه بن عمرو بن زبير و ابو هريره و عطا و طاوس و سعيد بن جبير و مكحول و زهرى و احمد بن حنبل بنا به نقلى و اسحاق بن راهويه و ابو عبيد قاسم بن سلام هم نقل گرديده است . « 2 » و بيهقى اين نظريه را از ثورى و محمد بن كعب نيز آورده است . « 3 » باز همين نظريه را فخر رازى در تفسير خود اختيار نموده و به قاريان مكه و كوفه و به اكثريت فقهاى حجاز و به ابن مبارك و ثورى نسبت داده است . جلال الدين سيوطى هم اين نظريه را اختيار نموده و اضافه مىكند كه روايات در اين مورد به تواتر معنوى رسيده است . « 4 » ولى حمزه و بعضى از علماى شافعيه گفته‌اند كه « بسم اللّه » فقط در سورهء حمد جزو آن است و در ساير سوره‌ها جزئيت ندارد . اين نظريه به احمد بن حنبل نيز نسبت داده شده ، چنان كه بعضى ناقلين ، نظريهء اول را به وى نسبت داده‌اند . « 5 » در اين مورد نظريهء سومى هم وجود دارد كه گروهى از علما مانند مالك و ابو عمر و يعقوب معتقدند كه « بسم اللّه » يك آيه مستقلى است و جزء هيچ‌يك از سوره‌هاى قرآن حتى جزء سوره حمد هم نيست و اين آيه براى تيمّن و تبرّك در موقع آغاز نمودن سوره‌هاى قرآن و اين كه در ميان سوره‌ها فاصله باشد و آن چه را از همديگر جدا سازد ، خوانده مىشود و به طور مستقل ، بدون اين كه به يك سورهء خاصى وابستگى داشته باشد ، نازل گرديده است . اين نظريه در ميان حنفىها بسيار شهرت دارد ، ولى اكثر آنان با داشتن اين نظريه ، تلاوت آن را در نماز قبل از سوره حمد واجب مىدانند ، چنان كه « زاهدى » از مجتبى نقل مىكند كه مىگفت : بنا به نقل صحيح ابو حنيفه خواندن « بسم اللّه » را در تمام ركعات نماز واجب مىدانسته است . « 6 » ( 1 ) - به عقيدهء مالك ، خواندن « بسم اللّه » در نماز فى حد نفسه كراهت دارد ولى به منظور حفظ اتحاد و عدم مخالفت با افكار و آراى مسلمين كه اكثر علما خواندن آن را در نماز واجب مىدانند ،

--> ( 1 ) تفسير شوكانى ، 1 / 7 . ( 2 ) تفسير ابن كثير ، 1 / 16 . ( 3 ) تفسير خازن ، 1 / 13 . ( 4 ) اتقان ، 1 / 136 - 135 ؛ نوع 22 - 27 . ( 5 ) همان . ( 6 ) تفسير آلوسى ، 1 / 39 .